واکاوی «هستیشناسی هستی اجتماعی» لوکاچ، بخش «کار»
مقدمه
"All our invention and progress seem to result in endowing material forces with intellectual life, and in stultifying human life into a material force." – Karl Marx
فقط وقتيكه فرد بالفعل انسانى، شهروند تجريدى را به خود بازگردانده باشد...وقتيكه قدرت اجتماعى خود را طورى ادراك و سازماندهى كرده باشد كه ديگر نيروى اجتماعى همچون قدرتى سياسى از او جدا نشود، فقط در آنموقع است كه رهايى انسانى كامل ميگردد.-- کارل مارکس
واکاوی «هستیشناسی هستی اجتماعی» لوکاچ، بخش «کار»
مقدمه
پان اسلاویسم و جنگ کریمه
فریدریش انگلس
ترجمهی علی رها
اشارهی مترجم:
بنا به درخواست و تأیید مارکس، انگلس مقالهی زیر را در دو قسمت در آوریل ۱۸۵۵ به قلم کشید. این مقاله ابتدا در نشریهی «نیو اوردر زایتونگ» (۲۱ و ۲۴ آوریل ۱۸۵۵) و سپس در «نیویورک دیلیتریبون» (۵ و ۷ مه ۱۸۵۵) با تغییر عنوان مقاله و دستکاری در متن، منتشر گردید. مارکس در ۱۷ آوریل ۱۸۵۵ در نامهای که به همراه این مقاله به ویراستار «تریبون» ارسال کرده بود، تصریح میکند که این «دو مقاله، سرآغاز یک پلمیک علیه پان-اسلاویسم است. به دیدهی من، زمان آن فرارسیده است که آلمان را جداً نسبت به خطراتی که متوجه اوست آگاه سازیم.» (مجموعه آثار، ۳۹:۵۳۴)
انگلس دستکم ۱۵ مقالهی دیگر دربارهی چنین موضوعی زیر نام مارکس مینویسد که «تریبون» به خاطر نفوذ شدید آدام گوروفسکی، مبلغ پان-اسلاویسم که در سال ۱۸۴۹ به آمریکا مهاجرت کرده بود، از انتشار آنها خودداری میکند. طرح انتشار یک جزوهی جداگانه در نقد پان-اسلاویسم هیچگاه به سرانجام نرسید. پس از مرگ انگلس، النور مارکس با همکاری ادوارد آولینگ، منتخبی از مقالات مارکس و انگلس را گردآوری کرد که پس از مرگ او در سال ۱۸۹۷ زیر عنوان «مسئلهی شرق» در لندن منتشر شد.[1] با اینکه برخی از مقالات این مجموعه، از جمله مقالهی زیر، توسط انگلس نگاشته شده بود، کل اثر زیر نام مارکس به چاپ رسید.