"All our invention and progress seem to result in endowing material forces with intellectual life, and in stultifying human life into a material force." – Karl Marx

فقط وقتيكه فرد بالفعل انسانى، شهروند تجريدى را به خود بازگردانده باشد...وقتيكه قدرت اجتماعى خود را طورى ادراك و سازماندهى كرده باشد كه ديگر نيروى اجتماعى همچون قدرتى سياسى از او جدا نشود، فقط در آنموقع است كه رهايى انسانى كامل ميگردد.-- کارل مارکس


Saturday, September 30, 2023

مفهوم «دموکراسی حقیقی» در اندیشه‌ی مارکس

  

 

 

 

مفهوم «دموکراسی حقیقی» در اندیشه‌ی مارکس

 

۱ – پیشگفتار

«او تصور می‌کند که پرولترها نسبت به حق شهروندی بی‌تفاوت‌اند. کارگران به حق شهروندی، یعنی شهروندی فعال، چنان اهمیت می‌دهند که در جایی که از آن برخوردار هستند، مانند آمریکا، از آن ''به‌خوبی استفاده می‌کنند''، و در جایی که از آن محرومند، برای کسب آن تلاش می‌کنند.»

مارکس، «ایدئولوژی آلمانی»، (مجموعه آثار، ۵:۲۱۷)

 

تشخیص این واقعیت که در دوران معاصر، دست‌کم از زمان انقلاب فرانسه تاکنون، «دموکراسی» چه در عرصه‌ی نظری و چه در شیوه‌ی زیست بالفعل جوامع بشری، به‌عنوان معضلی حیاتی کماکان لاینحل مانده است، چندان دشوار نیست. دموکراسی بورژوایی، نه در ساحت کنونی آن، بلکه حتی در آغاز، زمانی که در پیکار با فئودالیسم از اصالتی تاریخی برخوردار بود، و در آثار اندیشمندانی چون مونتسکیو و هیوم، و غیره، پژواکی نظری یافت، با اینکه گامی بزرگ به پیش بود، معضل تجدید سازماندهی دموکراتیک جامعه‌ی معاصر را نیمه‌کاره و معلق باقی گذاشت. صرف‌نظر از کلیه‌ی موانعی که طبقه‌ی پیروزمند انقلاب بورژوایی به‌طور عملی علیه مشارکت فعال شهروندان ایجاد کرد، خودِ مفهوم دموکراسی بورژوایی، درعرصه‌ای صرفاً حقوقی-سیاسی، حتی در خود-فهمی محض و خالصانه‌ی اندیشمندانش، از یک کاستی بنیادین برخوردار بود: واگذاری خود-سرنوشت‌سازی شهروندان به زبدگانی که به‌ نمایندگی از طرف آنها، به‌جای آنها تصمیم می‌گیرند، حال این نهاد تعیین‌کننده چه در یک جمهوری یا سلطنت مشروطه انجام وظیفه کند.

Tuesday, August 29, 2023

ریشه‌یابی گسست ''مارکسیست''ها‌ با مارکسیسمِ مارکس

ریشه‌یابی گسست ''مارکسیست''ها‌ با مارکسیسمِ مارکس

در حواشی «نقد برنامه گوتا»

 

۱ - پیشگفتار: اتحاد، اتحاد، اتحاد!

''به‌خاطر مسخره کردن نقشه‌ها و دست انداختن او به‌عنوان یک 'بناپارتیست روشنفکر' و غیره، لاسال از دست من و همسرم کاملا خشمگین بود. او فریاد برآورد، غوغا کرد، خود را به در و دیوار زد و سرانجام در ذهن خود فروکرد که من بیش از حد 'انتزاعی'ام تا سیاست را درک کنم.''

از نامه مارکس به انگلس، ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۲ (مجموعه آثار، ۴۱:۳۹۰)

 

متن پیش‌رو بازنگری اجمالی فرایند شکل‌گیری گرایش یا گرایش‌هایی ظاهرا مارکسیستی است که دستکم یک دهه پیش از مرگ مارکس، خود را از مبانی نظری او جداکردند؛ فرایندی که نهایتا در نقطه‌ی اوج خود  در ۱۹۱۴ با سقوط کامل مارکسیسم رسمی توام شد. مخالفت با «نقد برنامه گوتا» (۱۸۷۵)، نقطه‌ی عطف آن چرخش مرگبار است، اما نطفه‌های آن در اوت ۱۸۶۹، زمان تاسیس «حزب سوسیال دموکراتیک کارگران» آلمان یا «آیزناخی‌ها» بسته شده بود. ویلهلم لیبکنشت (۱۹۰۰-۱۸۲۶) و آگوست ببل (۱۹۱۳-۱۸۴۰) جزو بنیان‌گذاران اصلی آن حزب بودند. برحسب ظاهر، علت وجودی این حزب، اختلاف نظر با و انشعاب از «سازمان عمومی کارگران آلمان» بود که به رهبری فردیناند لاسال در ماه مه ۱۸۶۳ تاسیس شده بود.

Wednesday, August 23, 2023

«یک میان‌پرده‌ی تشکیلاتی» فصل نهم کتاب مارکسیسم و آزادی: از ۱۷۷۶ تا امروز

 «یک میان‌پرده‌ی تشکیلاتی»

فصل نهم کتاب مارکسیسم و آزادی: از ۱۷۷۶ تا امروز

اثر: رایا دونایفسکایا

 

یادداشت مترجممارکسیسم و آزادی (۱۹۵۸) نخستین اثر جامع رایا دونایفسکایا (۱۹۸۷-۱۹۱۰)، فیلسوف انقلابی مارکسیست-اومانیست است. من در اواخر تابستان ۱۳۵۷ با این اثر آشنا شدم که در سمت‌گیری نظری من تاثیری تعیین کننده داشت. در بهار و تابستان ۱۳۵۸، دو قسمت از این کتاب را، زیر عنوان‌های «فردیناند لاسال: سوسیالیست دولتی»، و «کمون پاریس: یک شکل حکومت کارگری»، به فارسی برگرداندم که در فصل‌نامه‌ی «جمعیت آزادی» در تهران منتشر شد. ۲۷ سال بعد، در پاییز ۱۳۸۵، به همت حسن مرتضوی و فریدا آفاری، هشت فصل از ۱۹ فصل این اثر توسط «نشر دیگر» به چاپ رسید.[1] متن پیش‌رو برای نخستین بار به فارسی برگرداند می‌شود. از آنجا که معضل سازماندهی و مفهوم تشکیلات مارکسیستی کماکان مساله‌ای عاجل و لاینحل مانده است، ترجمه‌ی این فصل را برای کمک به پیش‌برد این مهم ضروری دیدم. امیدوارم خوانش این فصل و فصول ترجمه شده، به انگیزه‌ی ترجمه‌ی کامل این اثر منجر شود.